تبليغاتX
داریوش پیغمبر اهورائی

داریوش پیغمبر اهورائی

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو...

حیرت انگیز است

خداي من،باور نميكنم،چشمان حقير من اكنون ديدن چه كسي را به من هديه ميكنند؟

آيا درست ميبينم؟آيا اين همان مراد دل من است؟آيا اين همان كسيست كه يك عمر در انتظار ديدنش شب روز را گذراندم و اشك ريختم و حسرت خوردم؟

همان كسي كه در هر ستاره،در آب چشمه ساران،در اندوه غريبان و حتي در رواق كهكشانها هميشه نشاني از او ميبينم

آري در نهايت بهت و حيرت ميبينم كه اين خود اوست

نميدانم در چه جايي هستم،جاي غريبست! اما زيباتر از آنچه كه ميشود در اين دنيا ديد، فقط اين را ميدانم كه من اكنون در مقابل او ايستاده ام

فقط من هستم و او...

همانطور كه هميشه در روياهاي خودم تصور كرده ام در اولين لحظه ي ديدار معشوق بي اختيار به روي پاي او مي افتم و بوسه اي ميزنم بر خاك پاي او،بوسه اي كه مرا زندگي ميبخشد و گويي كه مرا هزاران سال جوانتر و شادابتر ميكند

او مرا در اغوش ميكشد و لبخندي ميزند،لبخندي كه ميشود عطوفت و مهرباني خداوند را در آن به وضوح مشاهده كرد

اما ظاهرا اين لبخند نشانه ي پايان ديدار ماست،

چقدر زود و كوتاه!به كوتاهي يك لبخند!ولي به شيريني يك كهكشان

نه!يعني پس از يك عمر انتظار مستحق بيشتر از اين نبودم؟ فقط چند لحظه بيشتر فرصت ميخواهم

آخر من شيرين ترين و باور نكردني ترين لحظه هاي زندگيم را ذره ذره ميچشم و احساس ميكنم،چرا كه من به مهماني يگانه رسول گل و نور و گندم آمده ام

ترس جدايي از يار لحظه اي بر سراسر وجودم غلبه ميكند

او با چشمانش از من خداحافظي ميكند

بغض در گلويم همچون صخره اي بس سنگين و بزرگ خودنمايي ميكند

به زحمت لب ميگشايم تا آخرين سخنم را قبل از جدايي از يار با او بگويم

اين لحظه هاي آخرو                                بزار تا سير نگات كنم

اين بغض تلخ و سمجو                             من ذره ذره آب كنم

بزار دوباره روح من                                   شور جووني بگيره

بزار تا اين عقده ي دل                              توي همينجا بميره

ايني كه ميگم به شما                             جسارتي نيست بهتون

اما حسوديم ميگيره                                 بريد كنار ديگرون

اجازه هست دست بزنم                           به خاك زير پاهاتون؟

اخه هميشه اين بوده                              اروزي زندگيمون

اجازه هست يه بار ديگه                           بيام تو اغوش شما؟

عاشقيمو گريه كنم                                  بشم از اين عقده رها

ميشه كه يكبار ديگه                                دستاتونو به من بديد؟

اون درداي كهنه تونو                                تو گوشاي خودم بگيد

اخه دلم دست شماست                          هميشه تو بند شماست

اگر كه رخصتم بديد                                  جون ميزارم زير پاهات

زندگي كه بدون تو                                   رنگ شكفتن نداره

تو لحظه هاي خوب و بد                           حرفي واسه من نداره

ترسم از اينه كه بازم                               اينا همش تو خواب باشه

ديدنتون براي من                                     باز دوباره سراب باشه

اگه كه اينجوري باشه                             دوست ندارم بيدار بشم

بيدار بشم زار بزنم                                  ديوونه شم گريه كنم

ميخوام همينجا بميرم                             همينجا كه پيش شمام

شايد تو خواب ابدي                                 شما توهر لحظه بيايد

انگار كه از يه جاي دور                            يكي صدا ميزنه منو

شايد ميخواد كه از شما                          راحت جدا كنه منو

مثل هميشه مادرم...

ميگه بيدار شو باز تو خواب                      چشات شده درياي اب!

بيدار ميشم باز دوباره                             به عكس تو خيره ميشم

ساكتمو هيچ نميگم                                فقط ميخوام اينو بگم:

 هميشه من خرابتم

كاشكي يه شب ازين شبا                       تو روياهام رها بشم

نفس ديگه ولم كنه                                 از بند تن جدا بشم

يه بار بيام تو خوابتون                              همغصه ي شما بشم

اشك بريزم پيش شما                             از عاشقي فنا بشم

 

باز هم رويا بود، باز هم سراب بود،بازهم وجود مقدس و بزرگ يار و ياور ديرينه ام،همدم شبهاي سرد تنهايي و روزهاي بي فروغ،طلايه دار بي زوال سرزمين پارس،داريوش بزرگ در خواب من قدم نهاده بود

اما چه زيبا و دوست داشتني بود،مثل همه ي خوابهاي من

ولی من از شروع دوباره ي انتظار و طعم غريب ناشناخته ي حسرت ميترسم

خداوندا به ما بازگردان آنچه را كه از ما گرفته اند...

hamnafas

 

این پست تقدیم به دوست عزیزم سعید و همه ی آنان که عاشقانه انتظار دیدار داریوش بزرگ و نازنین را میکشند

زنده باد داریوش بزرگ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 22:3  توسط علیرضا  | 

با دروود

                     داریوش اقبالی -دکتر ایرج شمسیان    

سمینار مجازی راهیان دنیای بهبودی                     

به میزبانی انجمن هواداران داریوش                    

یکشنبه ۲۶ مهرماه- ۱۸ اکتبر                      

از ساعت ۸ شب به وقت تهران                 

در چت روم هواداران داریوش              

این جلسه پیرو دو گردهمایی بتیاد آینه در شهر های هامبورگ و برلین برگزار می شود

برای اطلاعات بیشتر از نحوه ی دانلود و استفاده از برنامه ی بیولکس مسنجر برای ورود به روم هواداران داریوش به وبلاگ www.dariushfan.blogfa.com

مراجعه کنید

به امید یک گردهمایی باشکوه و به یاد ماندنی با حضور همه ی ما عاشقان داریوش و همچنین راهیان دنیای بهبودی

پاینده باشید...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 1:43  توسط علیرضا  | 

 (هويت هر سرزميني در گرو ملت و فرهنگ آن است ، واگر تاريخ اين سرزمين را با سرگذشت مردم آن عجين ندانيم ، هرگز دري بسوي فراسو برايمان باز نخواهد شد.

ذهن من سالهاست تلنگر ميزند که چرا باور نداريم که آنچه برما و اين کهن ديارميگذرد از تحقير و انکار هويت ملي ما سرچشمه ميگيرد؟)

"نوشته اي از داريوش نازنين در وبلاگ رسمي ايشون"

سلام دوستان

قبل از هر چيز اين رو بگم كه ميدونم مطلبم خيلي طولاني هست ولي ازتون خواهش ميكنم كه تا آخر بخونيد چون خيلي مهم هست و مطمئنم كه از خوندنش پشيمون نخواهيد شد چرا كه كاملا به هويت ما مربوط ميشه و هويت هم مهمترين اصل در زندگي بشمار ميره،اگر توي وبلاگ هم حوصلتون نگرفت بخونيد ميتونيد ذخيرش كنيد و بعدا بخونيد

 چند روز پيش از يك سرهنگ سپاهي شنيدم كه در يك سخنراني گفتن فيلم "افسانه ي جومونگ"رو صهيونيستها درست كردن و براي غافل كردن مردم ما از دين اون رو به مردم ايران ارائه دادن

با شنيدن اين حرف اولين چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود كه طبق معمول سران جمهوري اسلامي كاري كه خودشون براي وارد كردن لطمه به فرهنگ ايران كردن رو به صهيونيستها ربطش ميدن

من نميدونم مردم ايران كه اينقدر آگاه هستن چرا فريب اين بازي ها رو ميخورن و از شخصيت پوچ يك فيلم كره اي براي خودشون قهرمانان بزرگ ميسازن

به نظر شما پشت همچين قضيه اي هيچ توطئه اي  وجود نداره و اين فيلم بدون برنامه وارد ايران شده؟

از دوستي كه دلش مثل دل خود من خيلي خون بود شنيدم كه با طعنه ميگفت:خداي مردم ايران تا 3 ماه پيش يانگوم بود و الان هم جومونگه!

هممون ميدونيم كه سران حكومت تا چه حد با تاريخ و تمدن ايران باستان مخالف هستن و در صدد نابودي آثار بجا مونده از اين تمدن هستن

بارزترين نشونه ش هم سخراني يكي دو سال پيش رهبر حكومت در شيراز بود كه سازندگان تخت جمشيد رو ظالمان تاريخ معرفي كردن!!!

چند روز پيش دوستي به شيراز رفته بود و عكسهاي متعددي از "پاسارگاد،كعبه ي زرتشت و تخت جمشيد"برداشته بود

مقبره ي كوروش بزرگ(پاسارگاد) عادل ترين و بزرگترين پادشاه تاريخ درست در مركز يك بيابون به حال خودش رها شده و حتي در كنار اون ريل راه آهن كشيدن تا از طريق ارتعاشات صوتي قطارهايي كه رد ميشن اون بنا ذره ذره ترك بخوره و از بين بره!

در زير كعبه ي زرتشت كه ارزشش براي ما هزارها برابر از كعبه ي عربستان بيشتر هست مردم آشغال ميريزند و حتي گربه ها در اون براي خودشون لانه درست كردند!و هیچ کس به فکر نیست!!!

اندك بقاياي تخت جمشيد با شکوه ترین بنای تاریخ به خال خودش رها شده تا زير اسيب باد و باران اون هم از بين بره و نابود بشه!

و اما ميرسيم به فرهنگ و تمدن و در نهايت هويت ملي ما!

فرهنگ ما از روح بزرگ عرفاني بزرگاني چون كوروش بزرگ،حافظ،مولانا،فردوسي و ... سرچشمه ميگيره و همه ساله در كشورهاي خارجي براي اين بزرگان مراسم بزرگداشت انجام ميشه اما در كشور خودمون در تمامي رسانه ها تلاش بر اين هست كه تا حد امكان نامي از اين اشخاص برده نشه

تمدن ما هم از بزرگي ، صلابت ، جوانمردي و همت بزرگاني چون كوروش بزرگ،خشايارشا،داريوش هخامنشي،كاوه ي آهنگر،بابك خرمدين و... بوجود اومده و در حال حاضر تلاش بر این هست که هيج نامي از اين بزرگان در هيچيك از صحنه ها برده نشه

و نشانه هاي اصلي اين تمدن هم اثار بينهايت با ارزش باستاني ما همچون پاسارگاد،تخت جمشيد،كعبه ي زرتشت،نقش رستم،كوه بيستون،اتشگاه هاي زرتشتيان و... هست  كه در حال حاضر در معرض نابودي قرار دارن

و به عقيده ي بنده همين عوامل هستن كه هويت ملي ما رو ميسازن و به ما نشون ميدن كه از چه ريشه اي هستيم

اما اين به ظاهر مسئولين به شهري مانند اصفهان زياد رسيدگي ميكنن،چرا كه اثارش براي بعد از اسلام هست!!!

و قدمتش نهايت به 700-800 سال برسه،اما شيرازي كه اثارش به 2500 و حتي 3000سال پيش ميرسه به حال خودش رها شده...

و اما ميرسيم به افسانه ي جومونگ:

كاملا مشخص هست كه فيلمهايي از اين قبيل توسط چه كساني و به چه نيتي وارد كشور ميشه كه مردم رو به طرف خودش بكشونه

بدون شك دشمنان فرهنگ و تاريخ و تمدن ايران زمين با وارد كردن اين فيلمها و مطالبي از اين قبيل قصد دارن اول اينكه مردم رو با اين چيزها سرگرم كنن و مردم كمتر به مسائل اجتماعي توجه داشته باشن و مسئله ي دوم كه خيلي هم مهمتر هست و هروقت كه به يادم مياد تمام وجودم اتش ميگيره اين هست كه با اين كارها ميخوان ملت ما رو از هويت اصلي خودشون دور كنند و به سمت و سوي فرهنگي بي هويت و پست بكشونن

چرا؟ براي اينكه ده نسل بعد از ما كه صد سال ديگه ميشه ديگه نيان بگن تمدن ما و قهرمانان ملي ما رستم و بابك خرمدين و كوروش بزرگ هستن و بيان بگن كه قهرمان ملي و هويتي ما جومونگ و يانگوم هستن!

من حتي 1 قسمت از اين فيلم پوچ كه دشمن فرهنگ ايران هست رو نديدم ولي در كوچه و خيابان،بازار،محل كار و ...... در همه جاي ديگه حرفها و نامهاي و عكسهاي اين بيگانگان فرهنگي رو ميبينم،تا جايي كه لباسش رو وارد كردن و عكس جومونگ رو روي كيفهاي بچه هاي دبستاني ميزنن تا توي ذهن اونها از همون بچگي جومونگ تصوير يك قهرمان باشه نه رستم و سهراب

از بچه ها انتظاري نيست ولي اشخاص بزرگتر چطور؟در مقابل اون رفتارهاي عاشقانه كه در رابطه با اين فرهنگ بيگانه ميكنن چه چيزي ميشه گفت؟

اصلا به نظر شما چرا سرمايه و بودجه ي مناسب در اختيار فيلمسازان قهار ايران گذاشته  نميشه تا يك فيلم عالي از يكي از شخصيتهاي برجسته ي تاريخي ايران بسازن تا بجاي عكس جومونگ روي كيف بچه ها نقشي از اين شخصيتها باشه و بجاي حرف جومونگ و يانگوم و امثالهم حرف بزرگيهاي رستم و اسفنديار و يازاردشير در همه جا زنده باشه

واقعا چرا؟ چون كه اونموقع ما ميريم به طرف هويت و فرهنگ اصلي اصلي خودمون و در مقابل ظلمها سكوت نميكنيم

خواهش ميكنم فريب اين بازي ها رو نخوريد،چرا از يك شخصيت ساختگي و بي ارزش كره اي براي خودتون قهرمان ميسازيد،مگه خودمون كم شخصيت وافعي و برجسته در تاريخمون داريم؟

نام ببرم؟ رستم،سهراب،كاوه ي اهنگر،بابك خرمدين،ياز اردشير،ارش كمانگير،جمشيد بزرگ،جلالدين و....

چندي پيش در ماه رمضان مثلا اومدن يك فيلم تاريخي درست كردن كه بگن تاريخ براي ما مهم هست،اگر استباه نكنم نردبام آسمان اسم اين فيلم بود،در اين فيلم كه مشاور و ناظر تاريخي اون(علي اكبر ولايتي) كه فكر ميكنم معرف حضور همگان  باشه بود اومدن شخصيت داستان كه يك انسان علمي و با ارزش بوده رو يك شخص عرب پرست نشون دادن كه هركس ازش سوالي ميپرسه با زبان عربي و از طريق اسلام جواب ميده

و همچنين ميخواستن نشون بدن كه در اون زمان هم سران حكومت چقدر به اسلام اهميت ميدادن و حكومت به ظاهر اسلامي فقط مختص الان نيست

بدون شك 90% داستان رو به نفع خودوشن و براي فريب افكار عمومي تغيير دادند و مهمترين مهره در اين امر هم جناب ولايتي بودن

خواهش من از شما هموطنان نازنينم اينه كه هوشيار باشيد و فريب نخوريد و اين مسائل كه خدمتتون عرض كردم رو اطلاع رساني كنيد تا همه بدونن كه چه جوري با افكار عموم داره بازي ميشه

من اونچه رو كه ميدونستم رو بر حسب وظيفه به شما عزيزان گفتم حالا تصميم با شماست كه چه تفكري راجع به اين مسائل داشته باشيد و چه كاري انجام بديد

بر ما هر آنچه كه گذشت تاريخ ما نبود و نيست...

pasargard

(عکسی از بنای ۲۵۰۰ ساله ی پاسارگاد"مقبره ی کوروش بزرگ"که در وسط بیابان به حال خودش رها شده)

kabe

(و این هم بنایی که به کعبه ی زرتشت معروف هست و ارزش بینهایت معنوی و عرفانی برای ما ایرانیها داره و متاسفانه میبینید که در اثر بی توجهی به چه روزی افتاده!...)

سربلند باشید و *ایرانی*

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 1:17  توسط علیرضا  | 

با سلام خدمت شما سروران عزيز

ميخواستم اين پستم اختصاص داشته باشه به شخصيتي كه حتما همتون باهاش كم و بيش اشنايي داريد

مردي كه حدودا دو-سه هفته ي پيش روز تولدش بود اما من اين مجال رو پيدا نكردم كه در همون روز مطلبي بنويسم براش

منظورم قلندر عاشق و مرد يكه تاز ترانه استاد اردلان سرفراز عزيزم هست

راستش تابحال با هيچ شاعري نتونستم اينقدر كه با اردلان عزیز ارتباط برقرار كردم ارتباط برقرار كنم

وقتي كه كتاب "از ريشه تا هميشه"ي او رو باز ميكنم و ورق ميزنم،وقتي كه شعرهاش رو يكبار ميخونم و بعد به هر داستان مختصري كه در انتهاي هر شعر درباره ي اون شعر نوشته ميرسم  اونوقت برميگردم و يكبار ديگه اون شعر رو ميخونم،يا وقتي كه شعر نازنين رو از صداي زخمي ياور بزرگ خودم داريوش ميشنوم:عشق و شعور و اعتقاد كالاي... اونموقع ست كه چشمام ميشن اسموني پر از ابراي دل گرفته كه دلشون ميخاد ببارن و زمين دل رو سيراب كنن

اردلان نازنينم درسته كه نتونستم روز تولدت بهت تبريك بگم ولي ميلاد واقعي تو زمان و مكان خاصي نداره و نميشناسه،ميلاد تو در دل عاشقاي خسته س ،هروقت كه عاشقي دل خسته كتابت رو باز ميكنه و با شعراي تو به گريه ميرسه و در دلش وجود مهربون تورو حس ميكنه،اون زمان زمان ميلاد دوباره ي توست

پس ميلادت مبارك

اين شعر بسيار كوچيك رو هم با تمام وجودم براي اردلان عزيزم نوشتم و اميدوارم كه ايشون از ما قبول كنن هرچند كه شايد هيچوقت اين شعر رو نبينن

"تقديم به استاد بزرگ جناب اردلان سرفراز"

                                                     قلندر تنهای عاشق

همصداي بيكسي ها توي قلب من نشستي--------------تو رو تو آينه ديدم وقتي از غصه شكستي

گرماي جنوب هنوز تو رگ و خونت خوش نشينه------------واسه اينه كه تو شعرات همه گرم و دلنشينه

شونه هاتو واسه گريه كم ميارم من هميشه --------- -وقتي كه اشك مث بارون توي چشم من ميشينه

اخ كه من خسته شدم از غم دنيا نازنين ------------ منو تو گوشه ي يك كوچيكترين بيت ترانه هات ببين

توي بازارچه رو گشتم تا كتابت رو بگيرم --------------  اما بازاريا گفتن مگه ميخواي مامورا تو رو بگيرن؟

بهشون گفتم مگه اين روزا عاشق بودن هم ممنوع شده؟----اونا گفتن خيلي وقته توي هر چار راه عشق رنگ چراغ قرمز شده!

دل شكسته اومدم خونه و اشك ريختم و خوندم واسه تو ---ديگه دنيا تنگ شده جاش واسه عاشقايي مثل من و تو 

معذرت ميخوام كه اسم كوچيكم رو پيش اسم تو اوردم-- اخه قافيه نداشتم منه تازه كاره بيتجربه ي كم

راستي نازنين خسته هنوز ميبيني تو خواب -------- هنوز ميبيني تو خواب كه دوره دوره ي وفاست؟

شايد تو خواب هم ديگه رنگ محبت نباشه-----اخه اين زمونه داره توي روياهاي ماهم رنگ نفرت ميپاشه

نميدونم شايد اين گلايه ها قسمت ماست  -- شايد عشق و عاشقي و زندگي فقط و فقط پيش خداست

سهم تو از اين زمين درده و زخمي شدنه---------درد تو هرچي كه هست زخمي روي قلب منه

سهم من از تو ترانه ست يه كتابي از يه ريشه-------يه كتابي كه ميمونه از يه ريشه تا هميشه

ardalan

این عکس رو هم برای استاد عزیزم طراحی کردم و به ایشون و دوستداران ایشون تقدیم میکنم

(بعد از ذخیره عکس اون رو در ابعاد واقعی ببینید)

این هم یک دکلمه با عنوان "آوار" با شعری از استاد اردلان سرفراز با صدای داریوش بزرگ

(این دکلمه بدون موزیک زمینه هست و در کنسرت فرانکفورت ۱۹۹۰ اجرا شده)

دانلود دکلمه ی آوار

به امید روزی که بتونیم اساتید بزرگی چون اردلان سرفراز-ایرج جنتی و یاور همیشه مومن خودمون داریوش عزیز رو در کشور خودمون داشته باشیم

پایدار باشید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 18:8  توسط علیرضا  | 

با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزيز

ميخواستم يكي از  دردهاي  دلم رو با شما در ميون بزارم،و اون در مورد سرقت و تجاوز به اثار هنري-فرهنگي هست ،من تا چند وقت پيش از شبكه هاي ماهواره ميديدم كه اثار بزرگاني چون فريدون فروغي و فرهاد كه البته در قيد حيات هم نيستن به سرقت رفته و يك سري خواننده ي جديد كه صدا و موسيقيشون گوش و ذهن ادم رو مورد حمله و ازار قرار ميده برداشتن و اهنگهاي اين خوانندگان رو بازخواني كردن،البته بازخواني كه چه عرض شود بهتره بگيم احانت كردن و از بين بردن

و من اونموقع ترسم اين بود كه مبادا اين بلا سر اهنگهاي داريوش بياد و متاسفانه حالا اين اتفاق افتاده و رو به گسترش هم هست

در مصاحبه اي" استاد اكبر گلپا" گفتن كه اين به هيچ وجه كار درستي نيست كه اثار موندگار بزرگان موسيقي رو برداريم  بازخواني كنيم و به اونا لطمه بزنيم و بهتره اينهارو مثل گنجينه نگه داريم و به فكر خلق اثار جديد باشيم نه تقليد كردن

و همچنين همونطور كه در منشور حقوق بشر اومده و داريوش عزيز هم به اون اشاره كردن هركس هر اثر هنري رو خلق كنه و به نام خودش به ثبت برسونه براي هميشه صاحب اون اثر خواهد بود

اما متاسفانه  امروز در جايي اين عنوان رو ديدم"اهنگ شقايق داريوش با صداي هلن"!!!

واقعا درد اوره كه ميبينيم اين خواننده ها كه نه تنها با اين سبك و روش و راه خودشون به موسيقي ايران خدشه وارد كردن بلكه پاشون رو در كفش بزرگاني مثل داريوش و يا فريدون فروغي هم كردن و اثار اين بزرگان رو هم به سرقت بردن و خراب كردن

هممون ميدونيم كه اهنگ شقايق براي فدائي بزرگ وطن زنده ياد خسرو گلسرخي سروده و اجرا شده،اما به نظر شما بعد از گذشت حدود 33- 34 سال  از اون ماجرا اين خانوم كه البته راهشون هم از بقيه ي خوانندگان جديد جدا نيست با همين نيت اهنگ شقايق رو اجرا كردن؟يا به نظر شما مخاطبين اين خانوم دنبال اهنگهاي سياسي اجتماعي هستن و به اين اهنگ با اين ديد نگاه خواهند كرد؟يا شقايق هم  يك اهنگ  به ظاهر عاشقانه هست مثل بقيه ي اهنگهاي ايشون!

به نظر من مورد دوم خيلي منطقي تره

اخه تیر باران شقایق کجا و این خانوم...

اين موضوع در حالي هم اتفاق افتاده كه تمام خالقين اين اثر(اردلان سرفراز-داريوش-فريد زولاند) شكر خدا در قيد حيات هستن،و به قول معروف توي روز روشن سرقت انجام شده شده!(كه البته اگه بدون اجازه باشه كه فكر ميكنم همينطور باشه)

چند وقت پيش هم ظاهرا شخصي به نام حامي البوم بوي خوب گندم رو مورد حمله و سرقت قرار داده بود

و اغلب هم برای مطرح شدن این کار رو میکنن

كه البته من صداي اين اشخاص رو تابحال نشنيدم و به خودم اجازه نخواهم داد كه بشنوم،چرا كه اين كار اونها يك نوع تجاوز به حق و حقوق هنري و معنوی هنرمندان هست و هنر نيست و از نظر من ارزش معنوي هم نداره

همينطور خوانندگان داخل ايران هم كه اگه اشتباه نكنم زيرزميني نام دارن يك سري اثار ديگه مانند"بمن نگو دوست دارم و دل من"رو با اون صداي محترمشون اجرا كردن

اميدورام خود داريوش عزيز حركتي در اين راستا كنن و اجازه ندن كه اين اثار به اين صورت تخريب بشه

و اما وظيفه ي ما كه خيلي هم مهمه؛ما به عنوان طرفداران داريوش عزيز و همچنين طرفداران هنر واقعي نبايد اجازه بديم كه كسي به اين اثار خدشه وارد كنه و اونها رو به تاراج ببره و يا حداقل كمترين كاري كه ميتونيم كنيم اينه كه به هيچ وجه باعث ترويج اونا نشيم و اين موضوع رو با صاحبان اصلي اثر كه در اين مورد داريوش عزيز هست در ميون بزاريم

من كه ساكت نخواهم نشست شما رو نميدونم!

پيروز باشيد

اهنگ شقایق با صدای همیشه جاودان و بی تکرار داریوش

ترانه سرا:اردلان سرفراز

آهنگساز:فرید زولاند

خواننده:داریوش

سال اجرا:۱۳۵۵

dariush_661

زنده باد داریوش بزرگ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 1:33  توسط علیرضا  |